از روی سادگیم وقتی یه حرفی میزنم که نباید بزنم

پرسش

از روی سادگیم وقتی یه حرفی میزنم که نباید بزنم


از روی سادگیم وقتی یه حرفی میزنم که نباید بزنم

سلام

از اعضای مهربون وبلاگ ممنونم که همه سعی میکنن بهم کمک کنند.

مشکلات بعضی از اعضا یکی از مشکلای منم بود. اما یه مشکل دیگه ای که دارم. امیدوارم کسی باشه که بتونه بهم کمک کنه.

من دختری ۲۳ ساله هستم. یک سال و نیم هست که ازدواج کردم. شوهرم ایران نیست و منتظر جواب اقامتم توی یه کشور دیگه هستیم .

توی این مدت شوهرم چند بار اومده ایران و برگشته ولی الان از هم دوریم. اعتماد به نفس بالایی ندارم. شوهرم خیلی باهام مهربونه. خیلی همدیگه رو دوست داریم. همه ی خوبیامو میبینه. مهربونیام زیادیه. ضررشو خودم میبینم. ازم تشکر میکنه که صبوری میکنم و انتظار میکشمو غرغر نمیکنم.

یه رفتارای اشتباهی هم اون داشته که بعد از اینکه حل شد بخشیدم و بحثش و کش ندادم. ولی همون قدرم که خوبیام و میبینه یه بدی هایی هم دارم ( مثلا آدم ساده و زودباوری هستم ) که گاهی اوقات فکر میکنه از پس زندگی خارج از کشور برنمیام.

دوست ندارم طوری رفتار کنم که ازم نا امید بشه ولی طوری بزرگ شدم که همیشه تنها بودم. حتی آدم افسرده ای بودم. پیش روانشناس رفتم. سعی کردم خودم به خودم کمک کنم و بهتر بشم.

با کمک خودم و محبتای شوهرم الان خیلی بهتر شدم. اجتماعی نیستم. حافظم ضعیفه. کم حرفم ولی از روی سادگیم یه وقتی یه حرفی میزنم که نباید بزنم.

میدونم از دست این سادگی هام حرصش میگیره. وقتی بتونم برم پیشش و زیر یه سقف زندگی کنیم همه ی سعیم رو میکنم که براش بهترین باشم ولی الان که از هم دوریم هیچ کاری نمیتونم بکنم.

الان دیگه حس میکنم نگرش خوبی که اون اول نسبت بهم داشت و نداره. چیکار کنم؟ تو رو خدا کمکم کنید. ما از طریق تماس های تصویری با هم در ارتباطیم. نمیخوام از هم دور بشیم. چیکار کنم؟

از روی سادگیم وقتی یه حرفی میزنم که نباید بزنم

0
Hamedshooraki 3 ماه 0 پاسخ ها 8 مشاهده قهرمان 0

درباره Hamedshoorakiقهرمان


دنبال کردن

ارسال یک پاسخ

متاسفم این سوال خاص است، مدیر باید برای اولین بار پاسخ دهد